پنل کاربری

چرا نباید به دنبال خوشبختی باشیم؟

5٫0 rating based on 1,234 ratings
۵
(۱)

تا به حال حتماً در دوره‌ای بوده‌اید که هدف بسیار بزرگی انتخاب کرده باشید و با خودتان بگویید: من حتماً در دو ماه آینده به آن خواهم رسید و نرسیده‌اید و بدتر افسرده شدید! از خودتان می‌پرسید من که با انگیزه شروع کردم، پس چرا حالا کم می‌آورم؟! در اینجا توضیح می‌دهم که چطور می‌توان به این مشکل غلبه کرد.

اول از همه، زمانی را در تنهایی بگذرانید، فارغ از همه چیز و همه‌کس. به خودتان زمان بدهید که فکر کنید؛ درباره‌ی خودتان، به صدای خودتان گوش بدهید.

بعد از آن سعی کنید با قلب و خود درونتان ارتباط برقرار کنید. با عبادت، نوشتن و یا فکر کردن عمیق. در واقع هر چیزی که بتواند صدای درونی‌تان را به شما برساند. در این زمان دیگر کسب‌وکار شاید برایتان معنا نداشته باشد. شاید فقط به این فکر باشید که چطور می‌توانم به خلق کمک کنم یا چطور می‌توانم آدم بهتری باشم؛ کسی که هدفش فراتر از مسائل مادی است.

گاهی همین چیزها باعث می‌شوند ما تبدیل به آدم‌های غیرقابل تحملی شویم و به خاطر هدف‌های دست نیافتنی‌ای که انتخاب می‌کنیم استرس بگیریم. شاید نیاز به استراحت داریم، نیاز به شرایطی که بیشتر فکر کنیم تا کار!

ما فقط نباید فیزیکی کار کنیم. (هرچند که آن هم مهم است) اما کسی که در نهایت نیاز به مراقبت دارد، خود ما هستیم. گاهی خودمان را فراموش می‌کنیم. ولی خوب است وقت زیادی را برای خودمان کنار بگذاریم و بیشتر به اطراف و خود واقعی‌مان توجه کنیم.

دو کوه داریم

در واقع ما دو کوه داریم: کوه اول که خوشبختی و کوه دوم که شادی است.

خوشبختی یعنی پیروزی برای خود، وقتی رخ می‌دهد که به سمت اهدافمان حرکت کنیم. ترفیع می‌گیریم و غذای خوشمزه می‌خوریم.

شادی یعنی تعالی پیدا کردن از خود. وقتی در کوه دوم هستیم، متوجه می‌شویم که هدف کوچک و پستی داریم. باهم رقابت می‌کنیم تا به شعله شمعی برسیم اما اگر جور دیگر زندگی کنیم می‌توانیم تابش خورشید واقعی  را حس کنیم.

ما در کوه دوم می‌بینیم که خوشبختی خوب است، اما شادی بهتر است. ‎

نویسنده: زهرا سادات هاشمی

برگرفته از فصلنامه ترجمان 

کلیک کنید و مطالب این صفحه را هم بخوانید!

آیا این مطلب مفید بود؟

برای امتیاز دادن، روی ستاره سمت چپ کلیک کنید!

دیدگاهتان را بنویسید

You have to agree to the comment policy.