پنل کاربری

من باور دارم ۶

5٫0 rating based on 1,234 ratings
جول اوستین
۵
(۲)

من باور دارم (۶)

من باور دارم که ایمان، میراث من درطول زندگی است. من باور دارم برکات را برای نسل­های آینده‌ام ذخیره خواهم کرد. زندگی من با خوبی­‌ها و کمالات  نشانه‌گذاری شده است. چون من تصمیمات درستی می‌گیرم و با ایمان قدم برمی‌دارم، دیگران هم می‌­خواهند راه مرا دنبال کنند. امروز خداوند مرا با فراوانی‌هایش احاطه کرده است. این است باور من.

وقتی کلمه “میراث” به گوشتان می­‌خورد، چیزی که احتمالا به آن فکر می­‌کنید این است که بعد از مرگ­تان چه چیزی می‌­ماند یا وقتی رفتید چطور از شما یاد می‌شود. این یکی از راه­های فکر کردن به آن است، اما چیز قابل توجه دیگری نیز وجود دارد. در کتاب مقدس می‌­گوید که چطور می‌­توانیم رحمت را برای فرزندان‌مان و نسل­‌های بعدمان را ذخیره کنیم.

شما می­‌توانید برکت را برای خود و نسل­‌های بعد از خودتان ذخیره کنید با داشتن یک زندگی عالی و هوشمندانه که بر روی نسل های بعدی‌­تان تاثیر بگذارد. من امروز خوشنود هستم چون والدینی داشتم که باعث افتخار خداوند بودند و همچنین من پدربزرگ و مادربزرگی داشتم که برایم دعا می­‌کردند و سرمشق زندگی‌ام بودند.

تو در جایی هستی که باید باشی زیرا کسی خودش را فدا کرده است.  

یک نفر دعا می­‌کند. یک نفر خدمت می­‌کند. و خداوند الان آن افراد را سرافراز می­‌کند با بخشش مهربانی­‌اش در زندگی شما.

هیچ کدام از ما در جایی که باید نیست.

یک بار کسی به تیمودی گفت: ایمانی که من در وجود تو می­‌بینم، منشأ آن در وجود مادربزرگ بوده است و بعد در وجود مادرت و حالا هم در وجود تو می‌بینمش.

آن شخص گفت چیزی که در وجودت دیدم، شروع ایمان داشتنت نبود، تو ایمان پیدا کردی چون دعای مادربزرگت را داشتی. زنی که زندگی‌اش باعث افتخار و سربلندی خداوند بود. او مروت را برای مادرت و تو نگه داشت و درحال حاضر در وجود توست و خبر خوب این است که هیچ­‌گاه متوقف نمی­‌شود و به نسل بعد از تو نیز می­‌رسد.

در کتاب مقدس داستانی هست درباره‌­ی جاشوا و مردم اطرافش که در میدان جنگی بزرگ بودند. حضرت موسی روی تپه­‌ای بود که عصایش را بلند کرده بود. تا زمانی که حضرت موسی دست­هایش را بالا گرفته بود، جاشوا و مردمش می‌توانستند پیروز شوند. 

اما او خسته شد و دست­‌هایش را پایین انداخت و دشمنان می­‌توانستند به او غلبه کنند.

حضرت موسی متوجه شد که چه اتفاقی دارد می­‌افتد. او از چند مرد درخواست کرد که کمک کنند تا دست‌­هایش را نگه دارند و می‌خوام بدانید جاشوا آنجا بود ولی برنده میدان نبود. او متوجه نبود که تنها دلیلی که اون داشت برنده می­‌شد، نگه داشتن عصا توسط حضرت موسی بود.

جاشوا بدون حضرت موسی می­‌توانست شکست بخورد. چالش شما در زندگی این است که طوری زندگی کنید که باعث پیروزی دیگران شود.

با هر تصمیم بزرگی که می­‌گیرید، دستان‌تان را بالا نگه می­‌دارید (اشاره به داستان حضرت موسی). هر وقت که در مقابل وسوسه مقاومت می­‌کنید، بچه­‌های‌تان را سربلندتر می­‌کنید.

هر وقت که مهربان هستید و به بقیه احترام می­‌گذارید، هر وقت که به کسی که محتاج کمک است کمک می‌­کنید، دارید رحمت و مروت را برای خودتان ذخیره می­‌کنید.

منبع: کتاب من باور دارم – جول اوستین

 مترجم: زهرا سادات هاشمی

کلیک کنید و مطالب این صفحه را هم بخوانید!

آیا این مطلب مفید بود؟

برای امتیاز دادن، روی ستاره سمت چپ کلیک کنید!

دیدگاهتان را بنویسید

You have to agree to the comment policy.