پنل کاربری

لاگ‌لاین چیست و چگونه نوشته می‌شود؟

5٫0 rating based on 1,234 ratings
logline
۵
(۵)

لاگ‌لاین چیست و چگونه نوشته می‌شود؟

لاگ‌لاین عبارت است از یک جمله ۲۷ کلمه‌ای یا دو خطی که به خلاصه‌ترین و جذاب‌ترین شکل ممکن، داستان فیلم شما را بیان می‌کند و توجه سرمایه‌گذار را برمی‌انگیزد!

کاربرد لاگ‌لاین:

لاگ‌لاین علاوه بر اینکه در صنعت سینما به عنوان ابزار فروش فیلمنامه مورد استفاده قرار می‌گیرد، ابزار جلب توجه مخاطبان به کار می‌رود. لاگ‌لاین اولین چیزی است که دیگران از داستان شما دریافت می‌کنند. اگر لاگ‌لاین شما جذاب بود، مصمم می‌شوند که فیلمنامه شما را هم بخوانند. حتی بعد از تولید فیلم، اگر کسی آنونس یا تریلر فیلم شما را ندیده باشد و لاگ‌لاین شما را بخواند، مشتاق دیدن فیلم شما می‌شود.

خواندن فیلمنامه کار بسیار دشواری است. خواندن فیلمنامه مثل خواندن یا رمان جذاب نیست و من از کسانی هستم که هنگام خواندن یک فیلمنامه واقعاً زجر می‌کشم!

لاگ‌لاین اما بسیار کوتاه است و اگر آن را خوب و استاندارد بنویسید، مخاطب شما دوست دارد بارها آن را بخواند و به آن فکر کند.

وقتی اکران فیلم شما شروع می‌شود، افرادی که هنوز فیلم را ندیده‌اند به تحقیق در مورد کیفیت فیلم می‌پردازند که آیا ارزش دیدن دارد یا نه؟

لاگ‌لاین به یک سؤال مهم پاسخ می‌دهد: این فیلم درباره چیست؟ سؤالی که هم پاسخ مخاطب است و هم ابهام دارد. مخاطب را کنجکاو می‌کند که برای یافتن پاسخ سؤالاتی که در ذهنش ایجاد شده، حتماً فیلم شما را ببیند!

غیر از اینها لاگ‌لاین دو کاربرد مهم دارد:

کاربرد اول اینه که یک نقشه راه به ما میدهد که دقیقا با نوشتن این جمله می‌دانیم فیلم ما در مورد چییس و قرار است در پروسه ساخت این فیلم چه بگوییم. پس هر وقت در پروسه تولید فیلم، تصمیم گرفتیم چیزی در فیلم بگوییم، فوری یه نگاهی به لاگ‌لاین می‌اندازیم تا ببینیم آن چیزی که می‌خواهیم در فیلم بگوییم در خدمت فیلم ماست یا از آن بیرون می‌زند و فیلم را خراب می‌کند.ه

کاربرد دوم پرزنت طرح ماست. فرض کنید طرح یا فیلمنامه‌ای آماده کرده‌اید و دنبال اسپانسر برای تولید فیلم می‌گردید. فرض ما این است که فیلم ما هزینه‌هایی دارد که تولیدش از توان شخصی ما خارج است. پس باید شخصی یا نهادی هزینه‌های فیلم رو بپذیرد تا بتوانیم با او وارد قرار داد شده و فیلم خود را تولید کنیم

در این حالت این جمله دو خطی خیلی به ما کمک می‌کند. فرض کنید مدیر یا تهیه‌کننده‌ای که می‌تواند هزینه‌های فیلم ما را پرداخت کند را در جایی می‌بینیم که فقط ۳۰ ثانیه فرصت داریم و می‌خوایم نظرش را نسبت به طرح خود جلب کنیم. با این جمله ما می‌توانیم نظر موافق آن مدیر را به طرح خود جلب کنیم.

یا فرض کنید طرح یا فیلمنامه‌ای در دست دارید و می‌خواهید در جایی به مدیری بدهید و می‌خواهید مطمئن شوید او وقت می‌گذارد و طرح شما رو می‌خواند. شما باید با بیان لاگ لاین، عطشی در او  ایجاد کنید که طرح یا فیلمنامه شما را بخواند. باید شرایطی را ایجاد کنیم که مدیر بفهمد این طرح یا فیلمنامه نه تنها ارزش خواندن دارد بلکه باید در مورد سرمایه‌گذاری روی آن فکر کند.

چرا باید قبل نوشتن فیلمنامه، لاگ‌لاین بنویسیم؟

نوشتن یک فیلمنامه از کجا آغاز شد؟ احتمالاً موضوعی توجه ما را جلب کرد و زاویه متفاوت نگاه ما به آن موضوع باعث خلق ایده جدیدی شد. حال اگر قرار  است پله به پله بالا رویم تا به فیلمنامه نهایی برسیم، باید این اصل مهم را در نظر بگیریم که لاگ‌لاین باید پیش از فیلمنامه نوشته شود تا یک نقشه راه باشد برای اینکه فیلمنامه از مسیر اصلی خود منحرف نشود!

چرا فیلمنامه‌نویسان حرفه‌ای همیشه تاکید می‌کنند سیناپس ننوشته به سراغ نگارش فیلمنامه نروید! چون همین اصل پله به پله پیش رفتن می‌تواند ما را به هدف‌مان در اوج برساند.

مشکلات نوشتن لاگ‌لاین بعد از فیلمنامه:

۱. داستان ما اتصال کافی ندارد و منقطع از یکدیگر است.

۲. قهرمان به معنای واقعی وجود ندارد یا قهرمان فاقد هدف و بی‌حالی است.

۳. قهرمان ما شاید هدفی دارد ولی بی‌حال و بی‌انگیزه است و دلیل کافی برای حرکت به سمت هدفش را ندارد.

۴. ضدقهرمانی در حد تقابل با قهرمان ما وجود ندارد، پس کشمکش فیلم کم است.

نتیجه چنین شرایطی، کلافگی فیلمنامه‌نویس خواهد بود. او نمی‌داند چرا هر چه می‌نویسد، آن نتیجه دلخواه حاصل نمی‌شود. چرا سرمایه‌گذار یا تهیه‌کننده که فیلمنامه را می‌خواند و مدام سر می‌خاراند!

لاگ‌لاین چیست؟

معروف است که لاگ‌لاین یک جمله ۲۷ کلمه‌ای است و برخی حدی میان  ۲۵ تا ۴۰ کلمه برای آن تعیین کرده‌اند. در این جمله، داستان فیلمنامه به صورت دراماتیک و در کوتاهترین شکل ممکن بیان می‌شود.

با خواندن لاگ‌لاین به چه دریافتی می‌رسیم؟

با خواندن لاگ‌لاین می‌توانیم بفهمیم داستان دربارۀ کیست؟ شخصیت داستان چه می‌خواهد؟ چه کسی یا چه چیزی مانع رسیدن او به هدف است؟ اگر قهرمان داستان ما به هدفش نرسد چه اتفاق بدی خواهد افتاد؟ داستان در چه زمان و مکانی اتفاق می‌افتد؟

 

عناصر بنیادی فیلمنامه که در نگارش لاگ‌لاین باید مورد توجه قرار گیرد

۱. عالم قصه

عالم قصه جایی است که شخصیت‌های فیلم شما در آن زندگی می‌کنند و حوادث داستان را ایجاد می‌کنند. این عالم می‌تواند دنیای معاصر خودمان باشد یا عوالم دیگری از تاریخ.

 

۲. حادثه محرک

حادثه محرک اولین رویداد مهمی است که در فیلمنامه رخ می‌دهد. هنگام شروع داستان فیلمنامه، زندگی قهرمان در تعادل قرار دارد و ناگهان رویدادی رخ می‌دهد که تعادل زندگی او را به طور اساسی به هم می‌ریزد و تغییری مثبت یا منفی در زندگی او ایجاد می‌کند. بنابراین، اگر شروع لاگ‌لاین علاوه بر دادن تصویری کلی از دنیای داستان، با حادثۀ محرک همراه شود می‌تواند کنجکاوی شنونده/خواننده را به سرعت تحریک کرده و او را به خواندن فیلمنامه یا تماشای فیلم ترغیب کند. به این منظور می‌توان در شروع لاگ‌لاین از مواردی نظیر «وقتی که» یا «بعد از اینکه» نیز استفاده کرد.

 

۳. قهرمان

قهرمان کسی است که داستان دربارۀ اوست. او ماجرا را پیش می‌برد. بنابراین، قهرمان مهم‌ترین رکن لاگ‌لاین محسوب می‌شود. در نوشتن لاگ‌لاین هیچ‌وقت به نام قهرمان اشاره نمی‌شود مگر اینکه او شخص مشهوری باشد. در واقع، اشاره به قهرمان در لاگ‌لاین بر اساس حرفه / وضعیت زندگی + صفت مشخصه او صورت می‌گیرد.

حرفه یا وضعیت زندگی قهرمان می‌تواند شامل مواردی چون سیاستمدار، جراح مغز، مرد بی‌خانمان و … باشد. اما صفت مشخصه، چیز دیگری دارد. صفت مشخصه تصویر روشنی از قهرمان ارائه می‌دهد. بنابراین، برای اینکه دستیابی او به هدف را دشوار و لاگ‌لاین را جذاب‌تر کند بهتر است مهم‌ترین نقص شخصیتی او باشد. آیا قهرمان کمبود شجاعت یا محبت دارد؟ کدام‌یک از صفات خودخواه، بزدل، طمع‌کار، مادی‌گرا، بی‌وجدان، دروغگو، معتاد به کار، عقده‌ای و … کامیابی او در رسیدن به هدف را دشوار می‌سازند؟

گروه به مثابه قهرمان

در برخی فیلمنامه‌ها، گروهی متشکل از چند شخصیت در جایگاه قهرمان قرار می‌گیرند. در نگارش لاگ‌لاین برای چنین فیلمنامه‌هایی هم می‌توان کل گروه را به عنوان قهرمان واحد در نظر گرفت و هم اینکه یکی از شخصیت‌های این گروه را قهرمان قرار داد و لاگ‌لاین را از دید او بیان کرد که البته این کار هوشمندانه‌تر است و به تهیه‌کننده‌ها نشان خواهد داد که فیلمنامه نقش مناسبی برای یک ستاره دارد.

 

۴. هدف

لاگ‌لاین در گام بعدی باید به ما نشان دهد که قهرمان به دنبال چه چیزی است؟ این هدف اصولاً مادی و عینی است و باید دارای ارزش دراماتیک لازم باشد. برای اینکه ارزش دراماتیک چنین هدفی برای مخاطب ملموس باشد، فیلمنامه‌نویس باید برای ناکامی قهرمان در دستیابی به آن، عواقب ناگواری را در نظر بگیرد. لزومی ندارد که به این عواقب به طور مستقیم در لاگ‌لاین اشاره شود. برای مثال، وقتی هدف قهرمان پیدا و خنثی کردن یک بمب در مرکز تجاری پرازدحام است، عواقب ناکامی او کاملاً بارز و مشخص است.

گاهی نویسنده نمی‌تواند بین اهداف متعدد قهرمان در داستان، هدف اصلی را بیابد. علت اصلی بروز این مشکل یا چند پاره بودن داستان است و یا عدم اطلاع نویسنده از آنچه که در نقطۀ اوج به وقوع می‌پیوندد. برای یافتن هدف اصلی کافی است نقطۀ اوج را بررسی کرد، جایی که قهرمان در دستیابی به هدف اصلی کامیاب یا ناکام می‌شود، یا اینکه به دلایلی موجه از آن دست می‌کشد. 

 

۵. ضدقهرمان

ضدقهرمان شخص یا نیروی مخالفی است که مانع دستیابی قهرمان به هدف می‌شود. ضدقهرمان می‌تواند یک شخص، یک سازمان، یک نیروی طبیعی یا فوق طبیعی، یا حتی خصلتی درون قهرمان باشد. ضدقهرمان اصولاً یا به دنبال دستیابی به همان هدفی است که قهرمان برای دستیابی به آن می‌کوشد یا اینکه کامیابی قهرمان در این مسیر منافعش را به خطر می‌اندازد.

 

نکات مهم برای انتخاب ضدقهرمان:

۱. ضدقهرمان نباید شر مطلق باشد، بلکه فیلمنامه‌نویس حتماً باید برای آن انگیزه‌ها و دلایل موجه و شرافتمندانه (از دید این شخصیت) در نظر بگیرد. 

۲. ضدقهرمان باید قدرتمندتر از قهرمان باشد، البته نه آن‌قدر قدرتمند که در نهایت امر نویسنده مجبور شود برای شکست دادن او به سراغ «حلال مشکلات»  یا کمک سایر شخصیت‌ها برود. نباید فراموش کنید که در نقطۀ اوج، کنش کلیدی را خود قهرمان باید انجام دهد. او چه شکست بخورد و چه پیروز شود، باید به تنهایی با رقیب نبرد نهایی را انجام دهد. این کار باعث افزایش و اوج گرفتن کشمکش در فیلمنامۀ شما خواهد شد. طبیعتاً وجود یک قهرمان بسیار ضعیف‌تر یا قوی‌تر از ضدقهرمان به منزلۀ سطح پایین کشمکش و تنش در فیلمنامۀ شما خواهد بود.

 

۶. وجه تمایز

موضوعی نیست که قبلاً راجع به آن فیلمی ساخته نشده باشد. وقتی فهرست فیلم‌های پرفروش سینمای جهان در هر سال را مرور کنید، متوجه می‌شوید که قریب به اتفاق این آثار نمونه‌های مشابه قبلی داشته‌اند، با این تفاوت که فیلمنامه نویس در ایدۀ اصلی تغییر کوچکی ایجاد کرده تا آن را به تجربۀ تازه‌ای برای مخاطب تبدیل کند. این تغییر کوچک همان وجه تمایز یا قلاب است. فیلمنامۀ شما چه چیزی دارد که آن را از نمونه‌های مشابه قبلی متمایز کند و توجه مخاطب را به قلاب بیندازد؟

برای ایجاد وجه تمایز یا قلاب می‌توان قهرمان و موقعیتی که در آن گرفتار شده، را در تضاد با هم قرار داد. مثلاً وکیلی که یک شبانه‌روز نمی‌تواند دروغ بگوید و می‌بایست در مهم‌ترین پروندۀ دعاوی زندگی حرفه‌ای‌اش بدون گفتن یک کلمه دروغ پیروز شود؛ یا پادشاهی که از لکنت‌زبان رنج می‌برد، باید در آستانۀ ورود کشورش به جنگ جهانی دوم یک سخنرانی مهم و تاریخی را انجام دهد. قطعاً اگر این شخصیت‌ها را با وکیل درستکار و پادشاه سخنور جایگزین کنیم، جذابیت و کنجکاوی‌برانگیزی فعلی از دست می‌رود و مخاطب اعتنایی به آن نخواهد کرد.

روش دیگر برای ایجاد وجه تمایز یا قلاب، استفاده از صفت مشخصه‌هایی است که برای قهرمان و رقیب در نظر گرفته‌اید. این صفت‌ها باید به گونه‌ای انتخاب شوند که مخاطب با خواندن لاگ‌لاین بتواند کشمکش جذاب و مهیجی را تصور کند و آگاه شود که قهرمان برای دستیابی به هدفش کار دشواری را در پیش دارد.

اینکه یک مأمور آتش‌نشانی دختر جوانی را از ساختمانی بلندمرتبه و مستغرق در آتش نجات دهد، هیچ جذابیتی ندارد. اما «مرد جوانی که از آتش می‌ترسد، به ساختمانی غرق در آتش گام می‌گذارد و برای نجات دختر مورد علاقۀ خود با دیوانۀ آتش‌افروزی که او را ربوده مبارزه می‌کند.» برای مخاطب دارای جذابیت و کنجکاوی‌برانگیزی است.

استفاده از قهرمان عادی در دنیای غیرعادی یا قهرمان غیرعادی در دنیای عادی، لاگ‌لاین را توجه‌برانگیز و منحصر به فرد می‌کند. در فیلم آلیس در سرزمین عجایب قهرمان عادی به یک دنیای غیرعادی گام می‌گذارد و در فیلم طلسم شده قهرمان غیرعادی (شاهزاده خانمی متعلق به قصه‌های پریان) وارد دنیای عادی (نیویورک) می‌شود.

 

نبایدها در نگارش لاگ‌لاین:

 

۱. پیچیدگی یا پراکندگی

شاید داستان شما دارای پیرنگ پیچیده و پیرنگ‌های فرعی متعدد باشد، ولی لاگ‌لاین جای پرداختن به این پیچیدگی و اشاره به پیرنگ‌های فرعی نیست. لاگ‌لاین باید به عناصر بنیادی فیلمنامه بپردازد و گنجاندن هر چیزی به جز این موارد، سبب شلوغی و کاهش جذابیت آن می‌شود.

متأسفانه بسیاری از فیلمنامه نویسان به این قضیه بی‌توجه هستند و در لاگ‌لاین به چند شخصیت و چند ماجرا اشاره می‌کنند و نه چیزی که فیلم اساساً راجع به آن است. فیلمنامه‌هایی که داستان بیش‌ازحد پییچیده‌ای دارند یا متشکل از ایده‌های پراکنده و نامنظم هستند، در نگارش لاگ‌لاین نویسنده را با زحمت و دردسر زیادی مواجه می‌کنند. معمولاً چنین داستان‌هایی برای سینمای بدنه مناسب نیستند و با استقبال مخاطبان انبوه مواجه نمی‌شوند.

 

۲. اشاره به پایان

به هیچ عنوان نباید در لاگ‌لاین به پایان داستان اشاره کنید. لاگ‌لاین ابزاری است جهت جلب توجه و کنجکاوی تهیه‌کنندگان، فیلمسازان، کارگزاران، و مخاطبان. بنابراین، هرگونه اشاره به پایان فیلمنامه علاوه بر اینکه آماتور بودن فیلمنامه‌نویس را نشان می‌دهد، باعث می‌شود که جذابیت و کنجکاوی‌برانگیزی لاگ‌لاین از دست برود.

 

۳. قهرمان غیرجذاب

اولین مشخصۀ چنین قهرمانی فقدان صفت مشخصه یا در نظر گرفتن یک صفت مشخصۀ نامربوط برای اوست. فقدان صفت مشخصه او را به شخصی معمولی تبدیل می‌کند که مخاطب به وی اعتنایی نخواهد کرد. صفت مشخصۀ نامربوط هم اگر مأموریت وی را تسهیل نکند، آن را نیز به خطر نخواهد انداخت.

دومین مشخصۀ چنین قهرمانی منفعل بودن اوست. قهرمان منفعل یا هدف صریح و بارزی ندارد که برایش بجنگد و یا اینکه ترجیح می‌دهد دیگران برایش این مأموریت را انجام دهند و وی را به هدفش برسانند. در هر دو حالت، تماشای چنین اثری برای مخاطب خسته‌کننده و فاقد هرگونه جذابیت خواهد بود.

سومین مشخصۀ چنین قهرمانی، قلابی بودن اوست. 

چهارمین مشخصۀ چنین قهرمانی، قرار داشتن او در موقعیت تدافعی است. 

پنجمین مشخصۀ چنین قهرمانی، بی‌ارزش یا کم‌اهمیت بودن هدف اوست. اگر او به این هدف دست نیابد چه می‌شود؟ در بیشتر فیلم‌هایی که در گیشه شکست می‌خورند پاسخ این است که «اتفاق خاصی نمی‌افتد». اگر هدف ارزش یا اهمیت چندان زیادی نداشته باشد، هرچقدر هم که قهرمان برای رسیدن به آن بکوشد، مخاطب اهمیتی به آن نمی‌دهد. چون پشت چنین هدفی انگیزۀ قوی و نیرومندی وجود ندارد و اساساً رسیدن یا نرسیدن به آن چیزی را تغییر نخواهد داد.

 

۴. استفاده از واژگان نامناسب

«این فیلم داستان مردی است که از میان کار و خانواده یکی را انتخاب می‌کند.»

هیچ‌وقت لاگ‌لاین را با عبارت‌هایی نظیر «این فیلم داستان مردی …» یا «داستان راجع به مردی …» شروع نکنید. لاگ‌لاین باید با تصویر کلی از دنیای داستان، حادثۀ محرک و قهرمان آغاز شود. همچنین، فعل‌هایی نظیر «انتخاب می‌کند»، «تصمیم می‌گیرد»، «درمی‌یابد»، «می‌آموزد» و امثالهم به فرآیندهایی درونی می‌پردازند و نه کنش دراماتیک. پس چون کوشش و مبارزۀ‌ قهرمان را نمی‌نمایانند، فاقد جذابیت سینمایی و کنجکاوی‌برانگیزی لازم هستند. اگر مسئلۀ بغرنج فیلمنامه بر اساس کشمکش درونی قهرمان شکل بگیرد، لاگ‌لاین باید این کشمکش درونی را به شکلی بیرونی و کاملاً دراماتیک نشان دهد.

در فیلم‌هایی که به تحول درونی شخصیت می‌پردازند، قهرمان از مبارزه برای موفقیت به طلب سعادت تغییر مسیر می‌دهد. او به جای فکر کردن به خود، به دیگران فکر می‌کند. به عبارت دیگر، تحول درونی دربارۀ تغییر قهرمان از بچه به انسانی بالغ است. با تمام این حرف‌ها، نگارش فیلمنامه‌های جذاب و درگیرکننده بر اساس تحول درونی صرف کار بسیار دشواری است که تنها از فیلمنامه‌نویسان برجسته و چیره‌دست صنعت سینما برمی‌آید

 

۵. فقدان یا ضعف نیروی مخالف

در بیشتر فیلمنامه‌ها، نیروی مخالف یا حضور ندارد، یا آن‌قدر ضعیف است که نمی‌تواند مانعی جدی برای قهرمان به حساب بیاید. در مواقعی هم که این نیرو حضور دارد، هیچ دلیل یا انگیزۀ خاصی برای کنش‌های او در نظر گرفته نشده است. بنابراین، برای مخاطب روشن خواهد بود که کوشش قهرمان برای دستیابی به هدف چندان سخت و طاقت‌فرسا نخواهد بود. متأسفانه این ضعف معمولاً با پایین بودن سطح مخاطرات شدت بیشتری به خود می‌گیرد، به گونه‌ای که قهرمان علاوه بر نیروی مخالف ضعیف، با محدودیت زمانی یا گزینه‌های پیش رو نیز روبه‌رو نمی‌شود. افزایش قدرت نیروی مخالف، در نظر گرفتن انگیزه و دلیلی قوی برای کنش‌های او و کاهش توانایی‌های قهرمان می‌تواند دستیابی به هدف را بسیار سخت جلوه دهد. در نظر گرفتن محدودیت زمانی یا محدودیت گزینه‌های پیش رو نیز مزید بر علت خواهد شد تا اثری پر از تعلیق، تنش و کشمکش‌ جذاب و تماشایی خلق شود که مخاطب با تمام حواس خود تا انتهای ماجرا درگیر آن شود.

 

 

آیا این مطلب مفید بود؟

برای امتیاز دادن، روی ستاره سمت چپ کلیک کنید!

دیدگاهتان را بنویسید

You have to agree to the comment policy.